محمدسهیلی : زندگانی امیرالمومنین حضرت علی (ع) به چند بخش تقسیم می شود ولی آنچه که ما در این تحلیل در پی آن هستیم بازنگر ی دوباره جنگ ها ی در دوران حکومتشان ایشان است.
ما در اینجا در پی پاسخ گویی به چند سوال هستیم:
1.امیرالمومنین با چه کسانی در زمان حکومتشان جنگیدند؟
2.چرا با آنها جنگیدند؟
3.برخورد مردم و گروه ها با این جریان چطور بود؟
4.چه کسانی حضرت را همراهی کردند و چه کسانی از همراهی ایشان سر باز زدند؟
بعد از پاسخگویی به این سوالات سعی خواهیم کرد یک شمای کلی از حکومت اسلامی در کشورمان را ارائه کنیم و سپس گریزی به حوادث بعد از انتخابات اخیر در کشورمان خواهیم زد و سعی خواهیم کرد تا به باز بینی این حوادث با توجه به زندکانی حضرت علی (ع) در دوران جنگهای ایشان بپردازیم. به همین ما بخشهای مقاله را به دو بخش اصلی تقسیم بندی خواهیم کرد.
1.جنگ های علی (ع) و افراد محارب با ایشان ،2.جمهوری اسلامی و گروه های محارب با آن.
سپس به نتیجه گیری از این مطالب برای تبیین مسائل امروز جمعه خواهیم پرداخت.
1.جنگ های علی (ع) و افراد محارب با ایشان:
امیرالمومنین (ع) در طول حکومتشان درگیر سه جنگ داخلی شدند که عبارتند از: جنگ جمل، صفین و نهروان ابتدا به بررسی کوتاهی از جنگ جمل می پردازیم. جنگ جمل تقریبا در ابتدای حکومت علی (ع) اتفاق افتاد.
داستان از این قرار است که عده ای از اصحاب پیامبر اکرم(ص) که دردوران ایشان از بزرگان صحابه محسوب می شدند بعد گذشت سی سال از وفات پیامبر چنان غرق هواهای نفسانی خویش قرار گرفته بودند که علی (ع) قرار گرفتند و بر علیه ایشان شروع به شمشیر زنی کردند معروفترین آنها عبارت بودند از : طلحه و زبیر به همراه همسر پیامبر عایشه.
نکته ی جالب توجه اینجاست که زبیر همان کسی است که پس از درگذشت پیامبر از حامیان اصلی علی (ع) محسوب می شد اما حالا حاضر شده است که در برابر ایشان بجنگد از اصلی ترین علل این تغییرات در حالات زبیر هواپرستی او می باشد.
حال علی (ع) در برابر چنین افرادی که کسی در مسلملنی انها شکی ندارد ایستاده است اما همین که علی پس از انذار این افراد به مبارزه با انها برمی خیزدعده ای شروع به شکوه کردن و اعتراض کردن روی می آورند که اقا این عایشه است همسر پیامبر چگونه با او بجنگیم اما علی در اعتقاد خود شکی ندارد و با دلیل های قاطع به جنگ با آنها می پردازد و بر جملیان غالب می گردد.
جنگ صفین: صفین نیز جنگی است که مسلمانان در برابر هم صف ارایی کرده اند در یک طرف امیرالمومنین(ع) و در طرف دیگر معاویه. هرچند مرزها در این جنگ با بودن معاویه و عمروعاص مشخص تر است اما در میانه ی جنگ اتفاقی می افتد که سرنوشت جنگ را دچار تغییر می کند و بار دیگر عده ای که فقط ظاهر اسلام را فهمیده اند شروع به اعتراض می کنند و می گویند معاویه قرآن را حکم قرار داده است و ما باید از جنگ دست بکشیم در حالی که امیر المومنین می فرمایند: این حیله ی آنهاست قران ناطق من هستم (قابل توجه جنبش سبز که مقدساتی چون رنگ سبز و شعار الله اکبر دست آویز خود کردند) اما برخی از افراد سپاه امام همچنان به راه غلط خود ادامه دادند و شد انچه که شد و حکمیت برقرار شد.
جنگ نهروان: در این جنگ حادثه ای اتفاق افتاد که واقعا عجیب و غریب است عده ای از سپاهیان امام که در جریان حکمیت در صفین جزء عناصر اصلی بودند و امام را مجبور به حکمیت کرده بودند حالا می گویند ایشان اشتباه کرد که به حکمیت رضا داد و حکمیت اشتباه بود و فقط ما برحقیم و بقیه غیر ما کافرند در حالی که انها خودشان امام را مجبور به حکمیت کرده بودند .
آنها افرادی بودند که نماز شب های طولانی می خواندند پیشانی هایشان پینه بسته بود و اهل تهجد بودند و خیلی از افراد دیگر نیز تحت تاثیر همین ظاهر بینی ها مجذوب خوارج شدند و کسی جرأت صحبت علیه آنان را نداشت اما علی آنها را در جنگ نهروان شکست داد و مسلمین را متحد ساخت.
بنابراین با ملاحظه ی این حوادث می بینیم که علی(ع) مقابل کسانی ایستاده اند که منسوب یه اسلام بودند قبلاً جزء صحابه ی پیامبر بودند و ظاهری اسلامی داشتند اما آنها از درون خشکیده بودند و فقط در ظاهر مسلمان بودند و از ظواهر اسلام بهره می جستند ولی آرمان های اسلام از قبیل کمک به مستمندان ، معرفت خدا را کسب کردن ،انفاق و زکات و غیره را فراموش کرده بودند.
2. جمهوری اسلامی و گروه های محارب با آن:
انقلاب اسلامی ایران با در سال 57 با قیام گسترده مردم در برابر طاغوت به پبروزی رسید و از انجا که اموزه های ان از جانب خداوند بود توانست ظرف مدت اندکی قلب همه ملل ازاده ی دنیا را تسخیر کند .
این انقلاب با تاسی به حکومت امیرالمومنین علی(ع) شعارهای ایشان را سرلوحه ی کارهای خودش قرار داده و به مسائلی از قبیل کمک به محرومان و مستضعفان و مقابله با ظالم و ظلم و فساد و اجرای عدالت می پردازد. اما از آنجایی که هر ملتی که بخواهد خارج از چارچوب ستمگران عمل کند دچار بدخواهی آنها خواهد شد انقلاب اسلامی نیز از این عامل مستثنی نبود و از اولین روزهای پیروزی اش با جنگ و تنش از سوی دول ظالم دنیا مواجه شد.
برخی از اقداماتی که علیه انقلاب انجام شد عبارتند از ترور شخصیت ها ی مملکت، شورش های قومی،جنگ تحمیلی،تحریم های اقتصادی و سیاسی و نظامی و خیلی از مسائل دیگر.
اما هیچ یک از این مسائل نتوانست خللی در اراده ی ملت ایجاد کند اما اتفاقات دیگر در راه بود که اکنون به تحلیل و جریان شناسی برخی از اتفاقات با ذکر انها می پردازیم: از جمله مواردی که همواره در دستور کار استعمار و دولت های ظالم خاصه در این کشور وجود داشته از بین بردن جو وحدت در میان اقشار جامعه است .
ولی از آنجا که از بین بردن وحدت آنچنان هم ساده نیست امریکا و دستیارانش به تکاپو افتادند و دریافتند که چند عامل به عنوان اصلی ترین عوامل از بین بردن عوامل وحدت در یک جامعه اند.
1.شبهه افکنی: این عامل یکی از بزرگترین عوامل در ایجاد تفرقه و شبهه در بین مسلمانان بوده است که نمونه ی بارز آن را در آیات قرآن دید برای نمونه در آیات 13-15 سوره ی مبارکه حجر اشاره می کند که مشرکین برای تضعیف روحیه پیامبر و مسلمانان می گفتند پیامبر ساحر است،مجنون است ،شاعر است و ... و به علت همین شبه افکنی ها بود که پیامبران به آوردن معجزه از سوی خدای متعال دست می زدند تا به حقانیت صحبت هایشان اشاره کنند
. نمونه ی دیگر را می توان بعد از رحلت پیامبر(ص) دید: منافقین که دیدند علی(ع) باید به خلافت بنشیند مسائل زیادی را برنامه ریزی کرده بودند تا حضرت به خلافت نرسند ولی یکی از ان موارد آن بود که گفتند علی(ع) بسیار جوان است برای خلافت ،علی فامیل پیامبر است و نیاید به خلافت بنشیند و ... و نمونه های دیگری که بازگویی انها از حوصله ی بحث خارج است.
2. حب قدرت: جاه طلبی و حب قدرت نیز عاملی است که برای انسان دردسرساز است چه بسا انسان هایی که ابتدا بسیار مخلص بودند و ادعایی نداشتند اما به محض اینکه بوی قدرت به مشامشان رسید قافله را باختند و سرمست از قدرت با شتاب به سوی ان رفتند.
نمونه های تاریخی در این مورد عبرت انگیز است که حال به چند نمونه اشاره می کنیم: مبنای جنگ جمل همین عامل به اضافه ی ثروت خواهی سران جمل بود طلحه و زبیر صحابه ی پیامبر و در اوائل یار علی(ع) بودند ولی حب مقام و قدرت انها را زمین زد گفتند ما باید به خلافت بنشینیم و گفتند در صورتی بیعت می کنیم که فرمانداری ان قسمت از سرزمین های اسلامی را به ما بدهی و چون حضرت با زیاده خواهی انان مخالفت کردند تصمیم به شورش و جنگ علیه ایشان گرفتند.
نمونه ی دیگر داستان خلفای عباسی است: از ان جمله شهادت امام رضا(ع) توسط مامون عباسی است وی امام را به مرو می اورد و ایشان را اکرام می کند و مقام ولایتعهدی را به زور به امام می دهد اما همین که احساس کرد ممکن است امام به قدرت برسد امام را به شهادت رساند با اینکه در حرف می گفت حق حکومت برای اهل بیت است و عمل به این حرف مشکل بود
. در کشور ما نیز دول غربی از این عامل به خوبی استفاده کردند به عنوان مثال در دوران پس از احمد شاه از جاه طلبی سید ضیاءالدین طباطبایی استفاده کردند ولی در عرض چند ماه نیز او را برکنار کردند وصد ها نمونه ی دیگر که نمونه ی معصر ان جاه طلبی افرادی چون هیتلرو بوش و ... است.
3.هراس از ظالمان: این عامل از مهمترین عواملی بوده است که ظالمان با ایجاد ترس و دلهره از خودشان در ملت های ضعیف تر مانع انسجام انها می شده اند و انها را به سمت تفرقه و سستی و عدم یکپارچه شدن سیر می دادند و همچنان انجام می دهند اما با ظهور پیامبران و تعلیمات انها خاصه تعلیمات پیامبر اسلام سکوت در برابر ظالمان محکوم شد.
به چند نمونه توجه فرمایید: بعد از هجرت پیامبر و یک سری وقایع جنگ بدر اغز شد اما عده ای ترسیدند و گفتند ما در مقابل قدرتی به نام قریش بجنگیم ما هرگز موفق نخواهیم شد و ما شکست می خوریم. انها از قدرت قریش می ترسیدند لذا کمی یه ایجاد گسستگی در بین مسلمانان مانده بود که ایه نازل شد: " کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة " و با گوش دادن به این رهنمون مسلمانان توانستند در جنگ بدر که تعدادشان 313 نفر در مقابل 1000 نفر از قریش بود به پیروزی برسند.
جنگ امام حسین(ع) و 72 تن از یارانش در مقابل 30000 لشگر کفر نیز مثال دیگری است که ایشان از مقدار مشرکین نهراسیدند و با اینکه در مقابل قدرت ان روز که حکومت یزید بود ایستادند و به شهادت رسیدند اما ابهت ظاهری لشگر یزید بین ان نفر72 نتوانست خللی ایجاد کند اما بسیاری از ضعیف النفسانی که در حرف از حسین می زدند وقتی سپاه عمر سعد را دیدند از دور خارج شدند.
در دوران معاصر ما فردی که توانست روحیه ی عدم ترس از بیگانه را در بین مسلمانان و آزادگان جهان زند کند کسی نبود جز امام خمینی(ره). ایشان با الگوگیری از رهنمودهای دین مبین اسلام توانستند حس حمیت اسلامی را به عالم اسلام بر گردانند و کاری کنند که ملت ایران که روزی خود را زیر دستی امریکا و ابرقدرت ها حس می کرد اکنون به جایی برسد که به هیچ وجه از امریکا نمی هراسد.
بعد از امام نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) نیز ان چنان دلیرانه و با استحکام در مقابل زیاده خواهی های غرب ایستادند که همگی آنها در مقابل جهموری اسلامی سر تعظیم فرواوردند و اکنون همه به قدرتمند بودن جمهوری اسلامی ایران تذعان می کنند.
4.بصیرت: بصیرت به نوعی عمق نگری و خواندن آینده ی حوادث و اتفاقات است نه اینکه نگاهی سطحی نگرانه به موضوع باشد. هر که بصیرت نداشته باشد جزء حزب باد محسوب می شود مذبذب است هر نسیمی که بوزد وی به سمت ان نسیم گسیل می شود اما اگر بصیرت وجود داشت چنان عمق نظری به انسان دست می دهد که دیگر با وزش هرنسیم که هیچ با وزش طوفان شدید نیز به این سو و ان سو نمی روی مصداقش همان حدیث امام صادق(ع) است که فرمود :"المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف" "مومن همانند کوهی استوار است که هیچ بادی(طوفانی)او را تکان نمی دهد و از جا نمی کند".
مصداق بیرونی و عینی بصیرت همان گفته ی امیرالمومنین در جریان جنگ جمل به یکی از افرادی که دچار شبهه شده بود می باشد ان فرد شک کرده بود که در سپاه امام بماند و یا اینکه در سپاه عایشه رود امام معیاری به وی برای تشخیص حق و باطل دادند که کلید بصیرت در انسان است فرمودند:"انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال".
نداشتن بصیرت یکی از عوامل مهمی است که به فتنه و پراکندگی و عدم وحدت می رسد. حال که به چهار عامل از مهمترین عوامل برهم زننده ی وحدت وایجاد کننده ی فتنه اشاره کردیم می خواهیم وارد سومین و آخرین بخش از مقاله شویم که بررسی حوادث اخیر در کشور و ذکر برخی کجروی ها از سوی برخی خواص است.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری امسال (1388) حوادثی پیش آمد که باور آن برای بسیاری از افراد سخت و در عین حال دردناک بود و آن اینکه عده ای به بهانه ی تقلب در انتخابات سعی در ابطال انتخابات و برهم زدن نظم و آرامش عمومی داشتند و به همین علت دست به اغتشاشاتی علیه ملت زدند که با واکنش ملت مواجه شد و جالب تر آنکه این ناارامی ها با ابراز خرسندی مقامات آمریکایی،اسراییلی و برخی دول اروپایی مواجه شد.
اما آنچه بیشتر از همه دردناک بود این بود که عده ای از خواص و مسئولان کشور نیز در این حوادث دخیل می کردند. در این دوره ی انتخابات (1388) دشمن از هر چهار موردی که مطرح کردیم سود جست و برای مدت اندکی هم که شده توانست جو نا آرام و ملتهبی را در کشور ایجاد کند.
ولی با این وجود برکتی هم در این حیله ی دشمن بود و ان دشمن شناسی و تثبیت راه مقاومت در برابر امریکا و متحدانش و بیداری هر چه بیشتر و اینکه دشمن از هر دری حتی از طریق دوستان نیز وارد مبارزه می شود.
با این وجود متاسفانه برخی افراد با اینکه دیدند امریکا پشت این حوادث بود و رسماً از اغتشاشات و آشوب ها حمایت می کرد هنوز هم دست از مواضع خود برنداشته اند و همچنان به ماندن در بیراهه ادامه می دهند و علت اصلی ان نداشتن بصیرت است که اگر با عمق به مسایل نگاه کنند می بینند که آرمان ها و منافع انقلاب را در برابر خواست ها و مطامع امریکا و اسراییل می فروشند.
نتیجه گیری: از آن چه که گفته شد می توانیم یک مطلب بسیار مهم را از زندگی امیرالمومنین برگیریم و ان عبرت گیری از عمل محاربان با حضرت و واکنش آن حضرت در مقابل آنها است.
عبرت گرفتن از تاریخ درس بسیار مهمی است که حضرت به طور صریح در نامه ی 31 نهج البلاغه به امام حسن(ع)- که در واقع به تمام بشیریت است- و در بخشهای دیگر این کتاب شریف بیان داشته اند.
اکنون به برخی از کلمات ایشان به عبرت گیری در این نامه و سایر خطبه های ایشان اشاره می کنیم باشد که به طور عملی حافظ و شیعه ی ایشان باشیم.
بخشی از نامه 31 :
امورى که اهل تجربه مشقّت تجربه کردن آن را کشیده اند، و توؤا از زحمت طلب کفایت شده، و از تجربه دوباره آسوده گشته اى، و آنچه ما در صدد تجربه آن بودیم به دست تو رسیده، و قسمتى از آنچه بر ما پوشیده مانده براى تو روشن گردیده است.
پسرم! اگرچه من به اندازه مردمى که پیش از من بوده اند عمر نکرده ام، ولى درکردارشان دقّت، و در اخبارشان فکر نموده، و در آثارشان سیاحت کرده ام، تا جایى که همانند یکى از آنان شده ام، بلکه گویى از پى آنچه که از وضع آنان به من رسیده عمرم را با اولین و آخرینشان گذرانیده ام، زلال اعمالشان را از تیرگى، و سود و زیان کردارشان را شناختم، از این رو از هر چیزى پاکیزه و خالصش را برایت انتخاب کردم، و از میان آن همه برنامه زیبایش را برایت برگزیدم، و نامعلوم آن را از تو دور داشتم،
چون به امورت همانند پدرى مهربان عنایت داشتم، و قصد ادب آموزى تو را در خاطر مى گذراندم .
کلمات قصار شماره = 297 صفحه = 844 خط = 1 و آن حضرت فرمود: چه فراوان است عبرتها، و چه اندک اند عبرت گیران!
خطبه = 20 صفحه = 81 خط = 6 وَ هُدیتُمْ اِنِ اهْتَدَیْتُمْ. بِحَقٍّ اَقُولُ لَکُمْ: لَقَدْ جاهَرَتْکُمُ الْعِبَرُ، و هدایتتان کردند اگر هدایت پذیرید، به درستى مى گویم: عبرتها براى شما آشکار است،
خطبه = 84 صفحه = 170 خط = 2 فَاتَّعِظُوا عِبادَ اللّهِ بِالْعِبَرِ النَّوافِعِ، وَ اعْتَبِرُوا بِالاْىِ السَّواطِعِ، بندگان خدا، از عبرتهاى سودمند پند پذیرید، و از نشانه هاى درخشان عبرت گیرید
از جمله موارد دیگری که می بایستی به ان اشاره کنیم و واقعا روز موفقیت ما در مسیرمان خواهد بود همان "بصیرت" است که مقام معظم رهبر بارها بر ان تاکید داشتند. امید است که با تکیه بر عبرت گیر از تاریخ و داشتن بصیر بتوانیم راه خود را درست و بدون لغزش و با شناختن خطرات پیش روی بپیماییم. منابع و مآخذ: 1.قران کریم 2.نهج البلاغه
:: برچسبها: