عصر جدید به همراه خود نیازها، نگاهها و پرسشهای جدیدی را برای بشریت به ارمغان آورده است که علم و تکنولوژی نمیتوانند پاسخی قانع کننده برای آنها بیابند. انسان در دنیای صنعتی امروز به معرفت و معنویت نیاز شدید احساس میکند و در جستجوی رفع عطش خود میباشد.
در این میان فرقهها و گروههای جدید در کنار ادیان بزرگ مطرح شدهاند که برخوردها و مواجهای گوناگونی از سوی دولتها و مراکز دینی و مردم با آنها صورت گرفته است. برخی از این فرقهها و گروها با دعوت به معنویت، وعدهای دلچسبی از ملاقات با خدا، تجزبه مکاشفه عرفانی، کسب آرامش فکری و روحی، درک بی واسط خدا در درون، ورود به عوامل معنوی، جهانی سرشار از عشق و صلح و دوستی و... را به پیرو راه خویش میدهند و با برنامه ریزی منظم و به راه انداختن کلاسها و دورههای آموزشی و استفاده از موسیقی و حتی برپایی اردوها و مسافرتهای خارجی و دیدار با استادان معنوی، پیروان خود را برای ادامه این طریق، دلگرم و امیدوار نگه داشته و مرموز و آرام، اصولی همچون اعتقاد به تناسخ و بازپیدایی و خود محوری و... را القاء کرده و بدون اینکه تعصب و حساسیت فرد را تحریک نمایند او را به صورت نامحسوس نسبت به اصول و اعتقادات خویش سست میکنند، عقاید خود را به او القا نموده وخط فکری او را تغییر دهند.
برخی با شکستن هنجارهای تعریف شده اجتماعی و دعوت به چارچوب شکنی اخلاقی و تجربه کسب لذتهای جنسی نامشروع، استفاده از انواع مشروبات الکلی، مواد مخدر، لباس، آرایش، موسیقیهای محرک، خودپرستی و خود محوری و حتی با ترویج خشونت و جنایت و به اصطلاح کسب انرژی از این مظاهر جادویی و شیطانی، میتوانند برای آن دسته از جوانان هنجارگریزی که عموما مبتلا به
افسردگیها و ناراحتیهای روانی و خلاءهای فکری و تنهایی و پوچی و از خود بیگانگیاند، تا حدودی علاقه ایجاد کنند و برای مدتی سبب تخدیر وفراموشی بیشتر و در نهایت باعث تخریب روح و جسم و اندیشه آنها گردند.
با توجه به اینکه فرهنگ ایرانی، فرهنگ دینی بوده و توجه به معنویت هم ازشاخصههای این فرهنگ میباشد و از طرفی با توجه به عصر انفجار اطلاعات ودسترسی سریع جهانی به اطلاعات، فرقهها و گروههای جدید به زبان فارسی برای مبارزه همه جانبه با اسلام تبلیغات وسیع و همه جانبه خود را در
ایران شروع کردهاند این قبیل گروهها را از آن جهت که:
1- ماهیت ضد دینی دارند،
2- عملکرد آنها مستقیماً اصول، عقاید و باورهای مردم را نشانه گرفته است،
3- اثرات فعالیت آنها تدریجی و نامحسوس است،
4- فعالیت آنها ممکن است در تضاد با نظم و امنیت اجتماعی باشد،
5- این گروهها مروج خشونت ، ناسازگاری، هرج و مرج ،روابط نادرست، مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر و... در جامعه هستند.
6-زمینه رشد خرده فرهنگها در جامعه را فراهم و بدین ترتیب بر افزایش تعارض در جامعه میافزایند.شایسته توجه و بررسی بیشتر هستند.
در این مختصر، کوشش شده است تصویر بهتری نسبت به یکی از گروها (شیطان پرستان) ارائه گردد تا از این رهگذر شناخت بهتری در مورد گروه مذکور حاصل شود.
تاریخچه مختصر شیطان پرستی:
سالها پس از رنسانس را میتوان به سالهای افسار گسیختگی جهان غرب درتمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبههای متعدد روابط انسانی توصیف کرد. پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی،چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها، رویکردهای متفاوت به مساله انسان و روابط او با خداست که زمینههای شکل گیری بسیاری از
جریانهای فلسفی را فراهم آورد. قرنها بعد یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسدالاخلاق با اتکا به گرایشها و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژگیهایی همچون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی، نابود کردن اصول اخلاقی، بیتوجهی به مسائل توحیدی و ... پایهگذاری کردند. اگر چه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده، ولی استفاده از موسیقیهای جذاب و متنوع، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن، تهی شدن انسان غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض،
موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروهها فراهم آورد. نکتهی حائز اهمیت آن است که با وجود عدم استقبال عمومی از عضویت در گروههای شیطان پرستی، آموزهها و تعالیم گمراه کنندهای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرتهای بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته، منتشر شده و میشوند. سال 1960 را میتوان به طور جدی آغاز دوره جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در آمریکا دانست. سپس در اواخر قرن نوزدهم بعضی اشراف انگلستان که عضو گروه فراماسونری بودند به رهبری "سر فرانسیس داشود"، گروه شیطانپرستان به نام "باشگاه آتش جهنم" را در شهر لندن
تأسیس نمودند. از آن زمان، شهر لندن مرکز شیطانپرستان در اروپا گردید و به تبع آن این جریان انحرافی به اکثر کشورها تسری یافت. بر این نکته هم باید تاکید کرد که در سدههای اخیر، فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین اسلام و در میان مسلمین، یکی از روشهای استعماری بوده و بویژه از سوی
دولت انگلیس، در دستور کار قرار داشته است که ظهور بهائیت و تقویت بهائیت نمونههایی از این جریان فرقه سازی استعماری است.
شیطان پرستی در ایران
در ایران هم با تأسی از فرهنگ مبتذل غرب، "شیطان پرستی" رواج یافت. شیطان پرستی جدید با شیطان پرستی که در ناحیه غربی کشور و در شهرهای غرب و جنوب غرب وجود دارد متفاوت است. این قبایل شیطان را به عنوان "ملک طاووس" شناخته و از روی ترس او را تکریم میکنند. شیطان پرستی جدید با مفهومی که پیشتر ارائه شد و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی جدید و دنیای مجازی،
به طور برق آسا در سراسر جهان و ایران در حال رخنه و القا تفکرات خود میباشد.
توماس فرمن تحلیلگر سیاسی آمریکا میگوید که جنگ با این دشمن (اسلام) با ارتش ممکن نیست بلکه باید در مدارس، معابد و ... به رویارویی با آن پرداخت. با این عقیده و تفکر، اسرائیل با حمایت همه جانبه آمریکا و انگلیس در همه کشورها، خاصه کشورهای اسلامی به رواج شیطان پرستی مشغولاند.
تبلیغ و ترویج فرهنگ بی بند و باری، خوشگذرانی، لذت جویی، خودخواهی، انتقام جویی، مخالفت با همه قوانین و ادیان و هنجارهای اجتماعی همه و همه نشان از تفکرات و اصول شیطان پرستی است. افرادی که با فلسفه شیطان پرستی آشنایی دارند تعداد محدودی هستند و لیکن همین تعداد هم توانسته اند با ابزارهای تبلیغاتی خود مثل موسیقی راک و متال و ... در بین جوانان نفوذ کرده و آنها را جذب خود نمایند مهمترین ابزار شیطان پرستان برای تبلیغ،را شاید بتوان اینترنت و ماهواره دانست. مسئله مهم دیگر اینکه بیشتر افرادی که در جامعه با لباس و آرایش مو و صورت و تیپ شیطان پرستی هستند،
اصلاً با این گروه آشنا نیستند و فلسفهی آن را نمیدانند بلکه به تبعیت از مد و مدگرایی و تقلید از شوها و هنرمندان خارجی و حتی دوستان خود اقدام به مشابه ساختن ظاهر خود با آنها میکنند. اما این تقلید
کورکورانه و بدون فهم فلسفه شیطان پرستی نیز باعث شده در زمان کوتاهی این فرهنگ در جامعه ما ریشه بدواند و پس از گذشت چندسال شاهد تغییر کلی در اعمال و رفتار و آداب اجتماعی جوانانمان باشیم. گاهی هم میل به خودنمایی، انتقام جویی، لذت جویی، خودمختاری و ... به طور کلی نامناسب بودن و عدم کارایی کوششهای والدین و مدارس و رسانهها در جهت جامعهپذیر کردن و
کنترل جوانان، فرهنگ جوانی و روحیه کنجکاوی جوانان، تأثیر فزاینده گروههای همسال و بعضا گروههای همسال بزهکار، فقدان منزلت اجتماعی روشن و مناسب برای جوانان، ابهام هویت و نامطمئن بودن پایگاه اجتماعی آنها میتواند زمینه ساز گرایش جوان به رفتار بزهکارانه و گرایش به این گروهها باشد.
پوشیدن لباس سیاه، بلند کردن موی سر پسران، رنگ کردن موها، آرایش صورت،لباسهای پاره، گردنبندهای صلیب واژگون و اسکلت و ستاره پنج پر و نقاشی و خالکوبی روی بدن و خیلی از موارد مشابه از خصوصیات ظاهری این گروهها میباشد. کم کم این عوامل بر روی طرز تفکر و فرهنگ جوانان همه اثر گذاشته و با الگو پذیری از افراد مرجع مثل هنرمندان، فوتبالیستها، رجال سیاسی
و... زمینه مساعدتری برای پذیرش این افکار و ایجاد تجانس و قرابت آنها با این تفکر ایجاد میگردد.
حاملان شیطانگرایی آورندگان شیطان پرستی به ایران شامل افراد و گروههای زیر هستند:
- تحصیل کردگان و سرخوردگان اجتماعی در خارج از کشور که عمدتاً دچارخسارت و شکستهای سنگین مادی و معنوی شدهاند.
- سلطنت طلبان، مفسدان اقتصادی رژیم پهلوی که قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از کشور و محاکمه انقلابی شدند.
- افرادی از خانوادههای بسیار ثروتمند ساکن و مقیم داخل کشور که عمدتاً روابط خانوادگی و ... با خارج نیز دارند.
- جاسوسان فرهنگی سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی که با هدف استحاله فرهنگی وارد کشور شدند.
- فعالان حوزه هنر و موسیقی که با کشورهای دیگر بویژه، آمریکا، کانادا، و استرالیا در ارتباط بوده و بنابر دلایل حرفهای و شغلی، مسافرتهای متعددی به این کشورها داشتهاند.
اما نکته اساسی و قابل ملاحظه این است که حداقل 90 درصد افراد شاخص وارد کننده شیطان پرستی به ایران، تحصیلات دانشگاهی و خانواده سالم نداشتهاند.
موسیقی:
گروههای شیطان پرست راههای متعددی را جهت جذب افراد به کار میگیرند و اغلب از راه علایق عمومی وارد میشوند. موسیقی همواره نقش اساسی در جذب جوانان و نوجوانان داشته است. شیطان پرستان موظفند همیشه خشم و نفرت خود را به مقدسات اعلام کنند و معمولاً این مضامین را در متن اشعار موسیقی هوی متال یا زیر مجموعههایش همچون گروه دریای سرخ، قاتل، گروه دخترانRAS، دیده میشود.
موسیقی عمدهای که به این جریان مرتبط میشود، موسیقی متال است. متال به سه دسته تقسیم میشود:
• ((متال جشن و پارتی)) که بیشتر متمایل به مسائل جنسیتی و اجتماعی است.
• (( متال آشغال)) که بر مسائلی چون خشونت، تندی، غضب و مرگ تمرکز دارد.
• ((متال سیاه))که به طور واضح و آشکار به شیطان میپردازد،
متن این ترانهها به وضوح به مسائلی چون زنای با محارم، تجاوز، شکنجه و قربانی کردن انسانها اختصاص دارد.
استفاده از موسیقى، مهمترین ابزار این فرقه، در جهت تبلیغ عقاید خود و نیز تحت تأثیر قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مىباشد. کشور ما هم همچون بسیاری از کشورهای تحت نفوذ و تهاجم فرهنگی قرار دارد. با توجه به روند رو به گسترش پدیدههای نو ظهور و با کارکرد ضد دینی و فرهنگی، شاهد بروز و ظهور گروههای مختلف موسیقی راک و متال در ایران هستیم.
مهمترین زمینه ورود شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده ازموسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است. طی 12 سال گذشته، موسیقی متالیکا به صورت زیرزمینی و غیر مجاز وارد کشور شده و در چارچوب آن مفاهیم نحله انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است. اقدام تامل برانگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دوره مهاجرانی درصدور مجوز برای گروهها، آلبومها و کتابهای اشعار موسیقی متالیکا نیزنقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به این نحله انحرافی فراهم آورد.
فرانسیس فوکویاما بیان میدارد: رواج موسیقی راک در تهران نشانهای از پیروزی لیبرال دموکراسی در جهان است.
اولین کاست موسیقی متال به نام "پنهان" در سال 82 منتشر گردید و به عنوان اثر برگزیده اعلام شد! شبکههای ماهواره ای هم ازاین گروه حمایت کرده و جهت بسط این فضا در کشور مسابقه اینترنتی برگزار نمودند.
مراسم نیایش شیطان پرستان مراسم آنها بدین گونه است که در اتاقهای تاریک و پوشیده شده از پردههای بنفش ( رنگ نسبتاً مقدس چون حالت مالیخویایی به وجود میآورد ) که روشنایی آن با نور شمع تأمین میشود، دور هم جمع میشوند و بعد ازشنیدن موسیقیهای metal یا blackdess به کشیدن مواد مخدر مثل گراس و خوردن قرصهای اکستاسی و ال اس دی مشغول میشوند و زمانی که در حال خلسه فرو میروند به انجام کارهایی مثل خود زنی، خون خواری، ناخن کشی و خون بازی میپردازند.
خودزنی: با استفاده از وسائل تیز مانند: چاقو، تیغ، کاتر به ایجاد جراحت در بدن خود میپردازند.
خون خواری: خون را به صورت مالیده و آن را میخورند.
ناخن کشی: در این حالت یک یا چند ناخن داوطلب را میکنند و از خون آن میخورند.
خون بازی: دو نفر مشخص میشوند، ابتدا خون بدن خود را از طریق سرنگ بیرون کشیده و پس از سرد شدن آن را به بدن طرف مقابل و یا خود شخص تزریق میکنند و ...
به این گزارش توجه کنید:
معاونت دادستانی کشور مصر تحقیق و بازجویی درباره 85 نفر دختر و پسر جوان مصری را که بازداشت شدهاند، به عهده گرفت. این گروه در میان دانشگاههاى مصر، سازمان و فرقهاى را جهت تبلیغ شیطانپرستى به وجود آوردهاند و اکنون بازداشتشدهاند. رهبر این گروه که جوانى به نام «عمادالدین حمدى»، در جریان بازجویى گفته است: این گروه، مراسم و برنامههاى خاص نیایش دارند که بارزترین آنها بدین قرار است: اعضاى این گروه به گورستانها میرفتند و اجساد مردگان را از قبرها بیرون مىآوردند و صلیب شکسته و ستاره ششپر داوودى یا ستارهاى پنجپر را در جسد مرده فرو مىکردند و سپس براى تقرب به شیطان دور آن مىگشتند. همچنین قربانىهایى براى شیطان تقدیم مىداشتند که عبارت بود از ذبح گربه ماده یا سگ که پس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهاى خود مىمالیدند و در یک دایرهاى مىچرخیدند تا شیطان از آنها راضى شود، و اگر حیوانى براى قربانى نمىیافتند دستخود را زخمى مىکردند تا خون جارى شود و سپس آن خون را به صورتهاى خود مىمالیدند و آنگاه نسخهاى از قرآن مجید را پاره پاره مىکردند و بعد در حالى که صداى موسیقى مشهور «راک» نواخته مىشد به استعمال مواد مخدر و حشیش مىپرداختند.
اسناد و اطلاعات قابل اعتماد نشان مىدهد که دست صهیونیستها در پیدایش گروه منحرف شیطانپرستان مصر درکار بوده است. از باب مثال اوراد و اذکارى که این گروه مىخواندند و در نوارهاى کاست ضبط میکردند اوراد عبرى قدیمى است. همچنین «سالم قادش»، خواننده موسیقى «بث متال» که در بین اعضاى این گروه از بهترین خوانندگان است، به شدت گرایش صهیونیستی داشته و سوره «حشر» را به عنوان مسخره همراه با موسیقى خوانده است...
شیطان پرستی:
1- مذهبی است ساختگی که توسط سران یهودی ای که مدیریت افکار و اندیشهها را در انحصار خود میپندارند مدیریت میشود..
2- شیطان پرستی دنیایی را ترسیم میکند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصورنیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک نیز میگویند.
3- شیطان پرستی آنگونه که خود میگوید حقیقتی را جستجو میکند که در این جهان یافت نمیشود. خودکشی که از موارد رایج این آیین است، توجیهی اینگونه دارد : اگر بپرسی چرا خودت را میکشی ؟ میگوید میخواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمیآید.
4- به شیطان پرست تفهیم میکنند که دنیای شیطان پرستی زندگی در میان لجن است و هیچ وقت نمیشود در لجن زندگی کرد و به لجن آلوده نشد و هیچ چارهای برای پاک شدن نیست جر مردن و رهایی از این دنیا.
5- به شیطان پرست میفهمانند زندگی در این دنیا بر پایه دروغ است و همه باورهای مردم بر پایه همین دروغ شکل گرفته است، همه عادت کرده اند دروغ بگویند، لذا اگر حرف راست هم بزند کسی آن را باور نمیکند.
6- راهی که برای شیطان پرست ترسیم میکنند معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق میدهد. اولاً راه نیست، کوره راه است. مسیری است که به هیچ جا راه ندارد. بن بست است. رسماً اعلام میکنند ما به مقصد نمیرسیم. برای شیطان پرست تفهیم میکنند جادهای که در آن قرار دارد پر از خط کشیهای در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش میرود و سر انجام مطمئن میشود راه بازگشتی وجود ندارد.
7- احیاء اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج میشود. پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس، پارلمان اتحادیه اروپایی، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده... ننگ آور است.
امروز دیگر صلیبهای وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهای نقاشی شده، ماسکهای حیوانات درندهی شاخ دار، برهنه پوشی... تنها نشانهها و سمبلهای شیطانپرستی نیست. عمدهترین نشانه شیطانپرستی را در تجاوز وقتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.
مدتی پیش روزنامههای آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه میکرده اند. استفاده افراطی از مشروبات الکلی، مواد مخدر، قرصهای روان گردان و انرژی زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعی، خوردن و آشامیدن
ادرار و مدفوع... معجونی از بیماریهای روحی، روانی و جسمی بخصوص بیماریهای عفونی و ایدز را برای شیطان پرستها به ارمغان آورده است.
ایدز شایع ترین بیماری نزد شیطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگی شش هزار نفری که روزانه مبتلا به این درد بی درمان میشوند انتقال از طریق تماس جنسی است...
نتیجه:
اینجا همت مردانه آگاهان و دینشناسان و عرفانشناسان آگاه را میطلبد که در سایهی یک برنامهریزی منسجم دولتی و امکانات کافی به معرفی هر چه بیشتر تعالیم عرفانی اسلام و مقایسه با تعالیم معنوی این گروهها و نقد و بازشناسی عقاید نادرست این فرقهها پرداخته تا جوانان مشتاق معنویت اولاً با سرچشمههای اصیل اسلامی آشنا شوند. ثانیاً جنبههای نادرست عقاید این فرقهها و عواقب بکاربستن این آموزهها را به درستی بشناسند. ناگفته نماند که فرقهی شیطان پرست که ماهیت مخربشان آشکار است، شایسته است به جهت حفظ نظم و آرامش جامعه، با آنها برخورد قانونی شود اما در مورد سایر
فرقههای دیگر میباید از طریق ارائه شیوهها و راهکارهای بهتر شناخت معنویت دین مبین اسلام، به مخاطبان آگاهی داد تا مختارانه راه درست را برگزینند. بر ماست که بصیر باشیم و با آگاهی بخشیدن به جامعه، خود و دیگران را از غرق شدن در این منجلاب تباهی جلوگیری کنیم.
پیشنهادات:
• اقدامات عملی برای توسعه کمی و کیفی شبکههای داخلی صدا و سیما
• تلاشها و همکاری بیشتر بین سازمانها و نهادهای ذیربط در خصوص نحوه پرکردن اوقات فراقت افراد خصوصاً جوانان و نوجوانان
• آموزش به افراد پیرامون اثرات زیانبار استفاده از ماهواره
• استفاده از رسانهها جهت شناساندن پتانسیلهای دین مبین اسلام
• تقویت مراکز مشاورهای مفید و کارآمد در مدارس و دانشگاهها.
• برنامه ریزی اصولی و صحیح برای اشتغال در جامعه و پیگیری منطقی نیازهای جوانان
• ایجاد مراکز ورزشی، تفریحی برای انبساط خاطر جوانان
• ایجاد بستر مناسب برای برخورداری جوانان و نوجوانان از تسهیلات اجتماعی
• ایجاد زمینه برای رشد اخلاقی جوانان و نوجوانان بر اساس معیار صحیح اعتقادی و ارزشی حاکم بر جامعه
• همفکری اندیشمندان رشتههای علمی گوناگون از قبیل: جامعه شناسان، انسان شناسان، روانشناسان و غیره برای ریشهیابی دقیق مسئله
• ممنوع شدن موسیقی متالیکا
• فیلتر شدن سایتهای اینترنتی شیطان پرستان
• اطلاع رسانی و توصیه به اصناف برای جلوگیری از چاپ نمادهای شیطانپرستان بر روی البسه
لازم به توضیح است در این مسیر باید از اقدامات شتابزده و غیر کارشناسانه پرهیز شود تا اثرات منفی به بار نیاورد و بر جذابیت فعالیتهای این چنینی افزوده نشود.
وظایف خانوادهها :
از انجایی که اکثر افرادی که جذب فرقهها ی شیطانی میشوند از یک نابسامانی روحی و روانی با منشاء خانواده رنج میبرند، توجه خانوادهها را به برخی از نکات جلب مینمایم:
1- دوستی با فرزند و حذف فاصله والدین با فرزندان، به گونهای که آنان به راحتی مشکلات و نیازهای خود را به والدین بگویند.
2- تقویت اعتقادات فرزند، به ویژه در کودکی و نوجوانی، در کنار پایبندی عملی والدین به آموزههای دینی
3-ایجاد سازگاری در محیط خانه
4- ایجاد بستر مناسب برای احساس امنیت، آرامش، صفا و صمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان
5- تلاش در جهت تأمین نیازهای مادی و معنوی فرزندان توسط والدین
6- توجه به نیازهای روحی و عاطفی اطفال و نوجوانان و ایجاد فضایی مطلوب و آرام در خانواده
7- مراقبت والدین نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود
8- نظارات جدی والدین نسبت به دوست یابی فرزندان
9- برنامه ریزی مناسب برای تنظیم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان و ...
:: برچسبها: